اطایفلغتنامه دهخدااطایف . [ اُ ی ِ ] (اِخ ) اُطائف . موضعی است در شعر مرقش :بودک ما قومی اذاما هجوتهم اذا هب فی المشتاة ریح اطائف .(از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).
اطائبلغتنامه دهخدااطائب . [ اَ ءِ ] (ع اِ) اَطایب .صاحب منتهی الارب در ذیل مطائب آرد: بهترین و برگزیده ٔ هر چیزی ، واحد ندارد. اطائب مثله یا مطائب در خرمای تر و مانند آن و اطائب
اطابةلغتنامه دهخدااطابة. [ اِ ب َ ] (ع مص ) خوش کردن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خوش کردن . (تاج المصادر بیهقی ). چیزی را خوش کردن . (از اقرب الموارد). || خ
اطیابلغتنامه دهخدااطیاب . [ اَطْ ] (ع اِ) ج ِ طیب . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به طیب شود. ج ِ طیب ، بوی خوش و حلال . (آنندراج ).- سلالةالاطیاب
اطائبلغتنامه دهخدااطائب . [ اَ ءِ ] (ع اِ) اَطایب .صاحب منتهی الارب در ذیل مطائب آرد: بهترین و برگزیده ٔ هر چیزی ، واحد ندارد. اطائب مثله یا مطائب در خرمای تر و مانند آن و اطائب
کلاملغتنامه دهخداکلام . [ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ کَلم (خستگی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ کلم (جرح ).جاء بدواء الکلام من اطایب الکلام . (اقرب الموارد).
اطیبلغتنامه دهخدااطیب . [ اَطْ ی َ ] (ع ن تف ) اسم تفضیل از طاب و مؤنث آن طوبی است . (از متن اللغة). ج ، اَطایِب . (اقرب الموارد). رجوع به اطایب شود. خوشبوتر. (آنندراج ) (غیاث
جمال الدینلغتنامه دهخداجمال الدین . [ ج َ لُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن مکرم بن علی بن منظور انصاری افریقی مصری معروف به ابن منظور و مکنی به ابوالفضل از بزرگان علم ادب است . تألیفاتی دارد.
قلیوبیلغتنامه دهخداقلیوبی . [ ق َل ْ بی ی ] (اِخ ) احمدبن احمدبن سلافه ٔ مصری شافعی ملقب به شهاب الدین . از بزرگان علمای شافعی قرن یازدهم هجری است . وی در طب نیز دست داشته است . ا