اطاقلغتنامه دهخدااطاق . [ اُ ] (اِ) صاحب فرهنگ نظام در ذیل اتاغ آرد: یک حجره از حجرات خانه . مثال : در خانه ٔ من چندین اتاغ است . لفظ مذکور ترکی را با قاف (اتاق ) و با طا (اطاق
اتآقلغتنامه دهخدااتآق . [ اِت ْ ] (ع مص ) پر کردن . (تاج المصادر بیهقی ). پر کردن حوض و مشک و آوند از آب . || اتآق قوس ؛ تمام کشیدن کمان را.
اتاقلغتنامه دهخدااتاق .[ اُ ] (ترکی ، اِ) خانه و خیمه و بجای قاف غین معجمه نیز آمده و شاید اصل آن وثاق عربی باشد و ترکان عثمانی ((اُدَه )) تلفظ کنند و صاحب غیاث اللغات بنقل ازمص
اطاق فرهادلغتنامه دهخدااطاق فرهاد.[ اُ ق ِ ف َ ] (اِخ ) یکی از آثاری که در دیران پیدا شده و به مادیها نسبت میدهند، دخمه ایست در دیران لرستان نزدیک سرپل ، موسوم به اطاق فرهاد که ناتمام
اطاق دشتلغتنامه دهخدااطاق دشت . [ اُ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چرام بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . محلی کوهستانی ، معتدل ، مالاریایی . دارای 75 تن جمعیت که شیعی مذهب و فارسی زب
اطاق سرالغتنامه دهخدااطاق سرا. [ اُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زانوسرستاق بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع در 44000 گزی جنوب نوشهر و 9000 گزی پول . محلی کوهستانی ، سردسیر و سکنه ٔ آ
اطاق فرهادلغتنامه دهخدااطاق فرهاد.[ اُ ق ِ ف َ ] (اِخ ) یکی از آثاری که در دیران پیدا شده و به مادیها نسبت میدهند، دخمه ایست در دیران لرستان نزدیک سرپل ، موسوم به اطاق فرهاد که ناتمام
اطاق دشتلغتنامه دهخدااطاق دشت . [ اُ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چرام بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . محلی کوهستانی ، معتدل ، مالاریایی . دارای 75 تن جمعیت که شیعی مذهب و فارسی زب