اضافةلغتنامه دهخدااضافة. [ اِ ف َ ] (ع مص ) اضافه . اضافت . گریختن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || ترسیدن و پرهیز کردن از کسی . (منتهی الارب
اضافهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت علاوه، افزودگی، بیشی، ترقی تورم، برآمدگی ضمیمه، الحاقی، متمم، اضافهبرسازمان، اضافی بهره، ارزش افزوده، افزایشسرمایه افزوده کردن، انباشت عمل ریاضی، ج
نهشتهافزایی ساحلbeach replenishment, beach nourishmentواژههای مصوب فرهنگستاناضافه شدن رسوبات ساحلی به منطقهای که مصالح خود را از دست داده است
آکورد با ششم اضافهadded sixth chordواژههای مصوب فرهنگستانآکوردی که با اضافه شدن یک فاصلۀ ششم از پایۀ آکورد بزرگ (major) یا کوچک (minor)، بهویژه، بر روی درجۀ چهارم گام ساخته میشود