اصلاً و ابداًلغتنامه دهخدااصلاً و ابداً. [ اَ لَن ْ وَ اَ ب َ دَن ْ ] (ق مرکب ) بهیچرو. هرگز. بهیچوجه . و رجوع به اصلاً شود.
اصلاً و فرعاًلغتنامه دهخدااصلاً و فرعاً. [ اَ لَن ْ وَ ف َ عَن ْ ] (ق مرکب ) مایه و سود. سرمایه و بهره .
اصلاًلغتنامه دهخدااصلاً. [ اَ لَن ْ ] (ع ق ) بهیچرو. بهیچوجه . ابداً. بالمرة. هرگز. هگرز: مافعلته اصلاً؛ یعنی بالمرة و نصب آن بر مصدر یا بر حال است ، ای ذااصل و همچنین رأساً و ب
بالگرد دیدبانیobservation helicopter, OHواژههای مصوب فرهنگستانبالگردی که اصولاً برای دیدبانی و شناسایی به کار میرود، اما ممکن است در انجام مأموریتهای دیگر نیز از آن استفاده شود
جوّنوفهatmospherics, atmospheric interference, sferics 1, straysواژههای مصوب فرهنگستانتابش الکترومغناطیسی با بسامد رادیویی که اصولاً از موجهای نامنظم بار الکتریکی در تخلیۀ آذرخشهای توفان تندری ناشی میشود