اصواتلغتنامه دهخدااصوات . [ اَص ْ ](ع اِ) ج ِ صوت . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 65) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). آوازها. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بانگها. فریادها. صوتها و صداها. (
اصواتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [جمعِ صَوت] = صوت۲. (ادبی) در دستور زبان، کلماتی که هنگام تحسین، تعجب، شادی، یا درد و افسوس گفته میشود، مانندِ آه، بهبه، آخ؛ شبه جمله.
اسواتلغتنامه دهخدااسوات . [ اِس ْ ] (اِخ ) سانسکریت : اسواتی ): و نصدّق ایضاً براهمهر فی مکث بنات نعش فی کل ّ منزل ستمائة سنة فیکون موضعه لسنتنا فی المیزان ست ّ درجات و سبععشرة د
اسواطلغتنامه دهخدااسواط. [ اَس ْ ] (ع اِ) ج ِ سوط. تازیانه ها. (منتهی الارب ).- دارةالاسواط ؛ یکی از دارات عرب در ظهر ابرق ، درمضجع، و آن برقة بیضاء است ازآن ِ بنی قیس بن جزٔبن ک
اصوات افلاکلغتنامه دهخدااصوات افلاک . [ اَص ْ ت ِ اَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شیخ اشراق معتقد است که افلاک را اصواتی است بجز اصواتی که مبتنی بر دلایل علمی ظاهریست و گوید همچنانکه رنگ
اصوات طربلغتنامه دهخدااصوات طرب . [ اَص ْ ت ِ طَ رَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آواز مغنیان و نغمه ٔ ساز مطربان است . (انجمن آرای ناصری ).
اصوات افلاکلغتنامه دهخدااصوات افلاک . [ اَص ْ ت ِ اَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شیخ اشراق معتقد است که افلاک را اصواتی است بجز اصواتی که مبتنی بر دلایل علمی ظاهریست و گوید همچنانکه رنگ
اصوات طربلغتنامه دهخدااصوات طرب . [ اَص ْ ت ِ طَ رَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آواز مغنیان و نغمه ٔ ساز مطربان است . (انجمن آرای ناصری ).