25 فرهنگ

10851 مدخل


اصل

'asl

۱. بن؛ پی؛ بنیاد.
۲. نژاد.
۳. قاعده و قانون.
۴. ریشه؛ ریشۀ درخت.
۵. (حقوق) هریک از ماده‌های قانون اساسی یا هر قانون دیگر.
۶. آنچه وجودش وابسته به خودش باشد؛ خودِ چیزی.
۷. بیخ؛ بن هرچیز؛ بخش زیرین هر چیز.
۸. خاستگاه.
⟨ اصل کار: [عامیانه] شخص یا چیز مهم و عمده.

آغازه، بن، ریشه، بیخ، بنیان

اساس، بن، بنیاد، بیخ، پایه، جوهر، ذات، ریشه، سرشت، شالوده، طبیعت، عین، فطرت، کنه، گوهر، لب، مایه، مبدا، منبع، منشا، نژاد، نسب

authentic, base, basis, birth, canon, core, crux, derivation, font, genesis, germ, parent, heart, radical, true, matrix, meat, origin, original, postulate, principle, proposition, provenance, real, soul, spring, substance, thesis