فابریکفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) 1 - کارخانه . 2 - در اصطلاح فنی آن چه که در کارخانة سازنده اصلی ساخته شده باشد، اصل .
اگزوزلغتنامه دهخدااگزوز. [ اِ زُزْ ] (از انگلیسی ، اِ) اکزوز. در اصطلاح فنی به دود حاصل از احتراق گازبنزین در ماشین اطلاق شود. (فرهنگ فارسی معین ). || تمام مسیر حرکت دود مذکور (د
مقاومتلغتنامه دهخدامقاومت . [ م ُ وَ / وِ م َ ] (از ع ، اِمص ) ایستادگی و برابری و مقابلی . (ناظم الاطباء). مقاومة. پافشاری . ایستادگی . استقامت . پایداری . (یادداشت به خط مرحوم د
مشکلغتنامه دهخدامشک . [ م َ ] (اِ) (اصطلاح کشتی گیران ) فنی است از کشتی که دست راست حریف را با دست چپ گیرند و به گردن خود بکشند. پای راست او را با دست راست بگیرندو به گردن گیرن
اصطلاحلغتنامه دهخدااصطلاح . [ اِ طِ ](ع مص ) با یکدیگر صلح کردن . (لغت میرسید شریف جرجانی ص 2) (تاج المصادر بیهقی ) (مؤید الفضلاء) (زوزنی ). با هم صلح کردن . مأخوذ از صلح است ،