اصابتلغتنامه دهخدااصابت . [ اِ ب َ ] (ع مص ) اصابة. رسیدن تیر نشانه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اصابة تیر شکار را؛ آهنگ کردن و نگذشتن از آن . (از قطر المحیط) (منتهی الارب
اصابت کردنلغتنامه دهخدااصابت کردن . [ اِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به هدف خوردن . به نشانه رسیدن تیر و جز آن . رسیدن . || افتادن به : قرعه بدو اصابت کرد. و رجوع به اصابت شود.
اصابت عینیلغتنامه دهخدااصابت عینی . [ اِ ب َ ت ِ ع َ/ ع ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دیده ٔ شور. چشم زخم . رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص 116، و معانی اصابت شود.
يُصِيبُفرهنگ واژگان قرآناصابت مي کند - مي رسد(کلمه مصيبت به معناي واقعه و حادثهاي است که به انسان يا هر چيز اصابت کند ، و اسم فاعل از مصدر اصابت است ، و از اصابه تير به هدف منشا گرفته
اصابت کردنلغتنامه دهخدااصابت کردن . [ اِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به هدف خوردن . به نشانه رسیدن تیر و جز آن . رسیدن . || افتادن به : قرعه بدو اصابت کرد. و رجوع به اصابت شود.
اصابت عینیلغتنامه دهخدااصابت عینی . [ اِ ب َ ت ِ ع َ/ ع ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دیده ٔ شور. چشم زخم . رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص 116، و معانی اصابت شود.