اشکافلغتنامه دهخدااشکاف . [ اِ ] (اِ) رخنه در جسمی . مخفف لفظ مذکور شکاف اکنون مستعمل است لیکن درپهلوی همان اشکاف با الف بوده است . (فرهنگ نظام ).
اشکافلغتنامه دهخدااشکاف . [ اِ ] (روسی ، اِ) دولاب . گنجه . کُمُد. دولابچه . اشکاب . محفظه . قفسه . کلمه ای روسی است که در این اواخر داخل فارسی گردیده و متداول شده است .
اشکاففرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ روس . ] ( اِ.) گنجه ، قفسة دردار که در آن ظرف ، لباس ، کتاب و مانند آن را می گذارند.