اشوکارلغتنامه دهخدااشوکار. [ ](اوستایی ، اِ) کلمه ٔ اوستایی است بمعنی بخشنده ٔ قوت رجولیت که زردشتیان آنرا یکی از عناصر چهارگانه می دانستند. رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 174 ش
فرشوکارلغتنامه دهخدافرشوکار. [ فْرَ / ف ِْ رَ ش ُ ] (اِ) در بعضی روایات سریانی مثل اقوال تئودر بارکنائی و آذرهرمزد آمده است که زردشتیان در ازاء چهار عنصر به اصول اربعه ٔ ذیل معتقد
manifestingدیکشنری انگلیسی به فارسیآشکار شدن، بازنمود کردن، اشکار ساختن، معلوم کردن، فاش کردن، اعلامیه دادن، ظاهر ساختن