اشوزشتلغتنامه دهخدااشوزشت . [ اَ زُ ] (اوستایی ، اِ مرکب ) کلمه ٔ اوستایی و یکی از نامهای بهمن مرغ (= کوف ) است . در فرگرد هفدهم وندیداد فقره ٔ 9از مرغ اشوزوشت یاد شده و در تفسیر
بوفلغتنامه دهخدابوف . (اِ) پرنده ای است که به نحوست اشتهار دارد و آنرا بوم نیز گویند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). جغد. (فرهنگ فارسی معین ). مرغی است بنحوست معروف و آنرا کوف و ب
مزدیسنافرهنگ نامها(تلفظ: mazdeyasnā) (در ادیان) دین پیامبر ایران اشوزرتشت اسپنتمان موسوم است به مزدیسنا ؛ این کلمه صفت به معنی پرستندهی مزدا که اسم خدای یگانه است و بسا با صفتِ
طاق کسریلغتنامه دهخداطاق کسری . [ ق ِ ک ِ س را ] (اِخ ) مشهورترین بنائی که پادشاهان ساسانی ساخته اند. قصری است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری مینامند و هنوز ویرانه ٔ آن در محله