اشوتلغتنامه دهخدااشوت . [ اَش ْ وَ ت َ ] (اِ) نام درختی است بهند که براهم را بدان تشبیه کنند. رجوع به تحقیق ماللهند ص 42 س 17 و ص 153 س 2 و ص 272 س 18 - 35 شود.
اشوترلغتنامه دهخدااشوتر. [ اَش ْ وَ ت َ ] (اِخ ) نام رئیس طایفه ایست که در کوه نشد هند بسر میبردند. رجوع به تحقیق ماللهند ص 114 و 123 شود.
اشوترلغتنامه دهخدااشوتر. [ اَش ْ وَ ت َ ] (اِخ ) نام رئیس طایفه ایست که در کوه نشد هند بسر میبردند. رجوع به تحقیق ماللهند ص 114 و 123 شود.
دادجادلغتنامه دهخدادادجاد. (اِخ ) نام مردی از خانواده ٔ آشوتس شاخه ٔ کوشار و از اعقاب هاایگ . وی یکی از خواهران آرداوازت (ارته باذ) از خانواده ٔ مانتاگونی را که معاصر اردشیر اشکان
ارته باذلغتنامه دهخداارته باذ. [ اَ ت َ ] (اِخ ) آراداوازت . از ولاة ارمنستان . موسی خورِنی گوید (بند 78): چون اردشیر خبر یافت که یکی ازولاة ارمنی فرار کرده و پسر خسرو (تیرداد) را ب
باسکلغتنامه دهخداباسک . [ س ُ ] (اِ) نام یکی از سرهای هفتگانه ٔ مار. و منها نشذُ یسکنه ناگ الحیات ُ واسماء سرهای هفتگانه این است : اننت ، باسُک ، دکشک ، کرکوتک ، مهاپذم ، کنبل ،
ارمنستانلغتنامه دهخداارمنستان . [ اَ م َ ن ِ ] (اِخ ) ارمن . ارمنیه . ارمینیه . (دمشقی ). ناحیه ای در آسیای غربی که از جانب شمال به گرجستان و از مشرق به بحر خزر و از جنوب به درّه ٔ