اشکیشانلغتنامه دهخدااشکیشان . [ اَ ] (اِخ ) از قرای اصفهان است . (از معجم البلدان ). و رجوع به مراصدالاطلاع و مرآت البلدان ج 1 ص 43 شود.
اشکیشانیلغتنامه دهخدااشکیشانی . [ اَ ] (اِخ )ابومحمد محمودبن محمدبن حسن بن حامد اشکیشانی . از ابوبکربن رنده و جز وی حدیث کرد. (از معجم البلدان ).
اشلیشلغتنامه دهخدااشلیش . [ ] (اِخ ) یا اشلیشا. در تداول هیأت قدیم هندیان ، یکی از منازل ستارگان بود که ذوالذنب و ستارگان دیگری بر آن منزل تولد یافت . عدد کواکب آن 6 بود. رجوع ب
اشکیشانلغتنامه دهخدااشکیشان . [ اَ ] (اِخ ) از قرای اصفهان است . (از معجم البلدان ). و رجوع به مراصدالاطلاع و مرآت البلدان ج 1 ص 43 شود.
اشکیشانیلغتنامه دهخدااشکیشانی . [ اَ ] (اِخ )ابومحمد محمودبن محمدبن حسن بن حامد اشکیشانی . از ابوبکربن رنده و جز وی حدیث کرد. (از معجم البلدان ).
اشلیشلغتنامه دهخدااشلیش . [ ] (اِخ ) یا اشلیشا. در تداول هیأت قدیم هندیان ، یکی از منازل ستارگان بود که ذوالذنب و ستارگان دیگری بر آن منزل تولد یافت . عدد کواکب آن 6 بود. رجوع ب