اشنیکلغتنامه دهخدااشنیک . [ اَ ] (اِ) در تداول استرآباد، سنجاب . (شلیمر). موشک پران (استرآباد). رُسْک (قریه ٔ درکه ).
اشنیکوپلغتنامه دهخدااشنیکوپ . [ اِ کُپ ْ ] (اِخ ) (قله ٔ مستور از برف ) نام کوهی است از سلسله جبال سودت درآلمان که در سیلزیاو در حدود چهستان (بوهِم ) واقع گشته است و مرتفعترین کوه
ازنیکلغتنامه دهخداازنیک . [ اَ ] (اِخ ) شهری است بر ساحل بحر قسطنطنیه ومماطر ازنیکیه در غایت جودت است . (معجم البلدان ).
ازنیکلغتنامه دهخداازنیک . [ اِ ] (اِخ ) گگپی . کشیش ارمنی که در مائه ٔ پنجم میلادی میزیسته و او را کتابی است موسوم به ((رد بر فرقه ها)) که میان سالهای 445 و 448 م . تألیف شده و
اشنیکوپلغتنامه دهخدااشنیکوپ . [ اِ کُپ ْ ] (اِخ ) (قله ٔ مستور از برف ) نام کوهی است از سلسله جبال سودت درآلمان که در سیلزیاو در حدود چهستان (بوهِم ) واقع گشته است و مرتفعترین کوه
موشک پرانلغتنامه دهخداموشک پران . [ ش َ ک ِ پ َرْ را ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) جانوری است سفید و شبیه به موش و از سر تا دمش خطی سیاه کشیده و دمش موی بسیار دارد و در بالای درخت می باش