اشلونلغتنامه دهخدااشلون . [ ] (اِخ ) دختر بیتکچی از قوم دوربان و خواهر بزرگتر قولتاق و معاصر غازان بود. رجوع به تاریخ غازان ص 2 شود.
اُشلُنگگویش بختیاریگیاهى ساقه بلند که ریشه آن را خشکمىکنند و از پودر آن براى شستوشوىگلیم و زیلو استفاده مىکنند.
اسلونیملغتنامه دهخدااسلونیم . [ اِ ل ُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز قضایی است درایالات غربی روسیه ، در استان گردونو، در خطه ٔ لیتوانی . زمانی مرکز ایالت بود و گاهی مجلس عمومی لیتوانی در ای
اسلونیملغتنامه دهخدااسلونیم . [ اِ ل ُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز قضایی است درایالات غربی روسیه ، در استان گردونو، در خطه ٔ لیتوانی . زمانی مرکز ایالت بود و گاهی مجلس عمومی لیتوانی در ای