اشتکلغتنامه دهخدااشتک . [ اِ ت َ ] (اِ) جامه ای را گویند که طفلان و کودکان نوزاییده را در آن پیچند. (برهان ) (جهانگیری ) (فرهنگ نظام ). قُنداق . قُنداقه . قِماط.
اشتکاءلغتنامه دهخدااشتکاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شکایت و گله کردن . (فرهنگ نظام ). گله کردن . (منتهی الارب ). || تظلم به کسی بردن و به وی خبر دادن از رفتار بدش نسبت بخود. (از اقرب ال
اشتکارلغتنامه دهخدااشتکار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اشتکار ضرع ؛ پرشیر شدن پستان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || اشتکار نخل ؛ شکیر برآوردن آن . (منتهی الارب ). اشتکار درخت ؛ شکیر
اشتکاللغتنامه دهخدااشتکال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مشتبه شدن کار. یقال : اشتکل الامر؛ اذا اشتبه . (منتهی الارب ). این مصدر در اقرب الموارد نیامده است .
اشتکاءلغتنامه دهخدااشتکاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شکایت و گله کردن . (فرهنگ نظام ). گله کردن . (منتهی الارب ). || تظلم به کسی بردن و به وی خبر دادن از رفتار بدش نسبت بخود. (از اقرب ال
اشتکارلغتنامه دهخدااشتکار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اشتکار ضرع ؛ پرشیر شدن پستان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || اشتکار نخل ؛ شکیر برآوردن آن . (منتهی الارب ). اشتکار درخت ؛ شکیر
اشتکاللغتنامه دهخدااشتکال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مشتبه شدن کار. یقال : اشتکل الامر؛ اذا اشتبه . (منتهی الارب ). این مصدر در اقرب الموارد نیامده است .
تَشْتَکِيفرهنگ واژگان قرآنشکايت مي کند (مؤنث) (کلمه اشتکاء که مصدر فعل تشتکي است ، به معناي اظهار ناراحتي است ، و فرقش با کلمه شکايت اين است که شکايت به معناي ناملايماتي است که ديگري برا