سامانۀ اشتراک خودروcar sharing systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانۀ خودروهای مستقر در چند نقطه از شهر که مشترکان میتوانند از این خودروها استفاده کنند و مبلغی را متناسب با زمان استفاده بپردازند متـ . اشتراک خودرو car shar
اشتراکلغتنامه دهخدااشتراک . [ اِ ت ِ ] (ع مص )انبازی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). به انبازی کردن . (زوزنی ). با یکدیگر هنباز شدن . (تاج المصادر بیهقی ). با یکدیگر انباز شدن .
اشتراکفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .)1 - شریک شدن ، شرکت کردن . 2 - (اِمص .) انبازی ، شراکت .
سامانۀ اشتراک خودروcar sharing systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانۀ خودروهای مستقر در چند نقطه از شهر که مشترکان میتوانند از این خودروها استفاده کنند و مبلغی را متناسب با زمان استفاده بپردازند متـ . اشتراک خودرو car shar
رنگلغتنامه دهخدارنگ . [ رَ ] (اِ) لون . (برهان قاطع). اثر نور که بر ظاهر اجسام نمایشهای مختلف می دهد، بعربی لون گویند. (فرهنگ نظام ). لون یعنی اثر مخصوصی که در چشم از انعکاس اش
جامعةلغتنامه دهخداجامعة. [ م ِ ع َ] (ع ص ) تأنیث جامع. (اقرب الموارد). گردآورنده . فراهم آورنده . جمعکننده . || (اِ) طوق . (منتهی الارب ). غل . (مهذب الاسماء). غلی که بر گردن و
اسپینزالغتنامه دهخدااسپینزا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) اسپینوزا. باروخ . فیلسوف هلاندی ، مولد آمستردام 1632 م . وی از خانواده ای یهودی و متمول بود و علوم عالیه و زبانهای قدیم و مخصوصاً عبر
میلیلغتنامه دهخدامیلی .[ م َ / م ِ ] (اِخ ) میلی تبریزی یا میلی ترک . نامش میرزاقلی و از اتراک است و در مشهد مقدس رضوی نشو و نما یافته و صاحب خلق مستحسن بوده و خالی از فضیلت نبو