۱. شریک شدن؛ شراکت کردن.
۲. قبول استفاده از خدمات یا دریافت منظم کالای یک مؤسسه در مقابل پرداخت هزینۀ معیّن.
۳. (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر با استعمال الفاظ و کلماتی که معانی مشترک داشته باشند مطلبی را بیان کند که ذهن شنونده بهسوی معنی غیر مقصود متوجه شود، سپس برای رفع اشتباه در مقام توضیح برآید، مانندِ این شعر: صبحگاهان بود با احباب رطل می زدیم / جام لبریز از کف خضر مبارکپی زدیم.
انبازش
۱. آبونه
۲. انبازی، شریک، شریکشدن
commonality, communion