اشتبلغتنامه دهخدااشتب . [ اُ ت ُب ب ] (معرب ، اِ) (در اسپانیولی : استپا ) باقیمانده ٔ نسوج کتان و کنف . اصطب و اشوب نیز آمده است . (از دزی ج 1 ص 24).
اشتباهدیکشنری فارسی به انگلیسیbad, erratum, error, fallacious, fallacy, false, faux pas, glitch, improper, inadvertence, incorrect, inexactitude, lapse, mis-, mistake, wrong, off, out, overs
اشتبابلغتنامه دهخدااشتباب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) جوان گردانیدن : اشتب اﷲ قرنه ؛ جوان گرداند او را خدای . (منتهی الارب ).