اشتلغتنامه دهخدااشت . [ اِ / -ِش ْ ] (پسوند) در تداول عامه مزید مؤخری است برای اسم مصدر، معادل «ش »، مانند گوارشت ، سرزنشت ، خورشت .
عشطلغتنامه دهخداعشط. [ ع َ ] (ع مص ) سخت کشیدن . (از منتهی الارب ). کشیدن چیزی را در حال جدا کردن آن . (از اقرب الموارد).
اشترلغتنامه دهخدااشتر. [ اَ ت َ ] (اِخ ) لقب بعض علویان و مقصود زیدبن جعفر از ولد یحیی بن حسین بن زیدبن علی بن الحسین است . ابن ماکولا نام وی را ذکر کرده است و صاغانی گفته است ا
اشترلغتنامه دهخدااشتر. [ اَ ت َ ] (اِخ ) لقب مالک بن حارث نخعی شاعر تابعی از خواص اصحاب علی بن ابیطالب علیه السلام ، که با مصعب بن زبیر کشته شد. (منتهی الارب ) (تاج العروس ). در
اشترلغتنامه دهخدااشتر. [ اَ ت َ ] (اِخ ) ملک اشتر یکی از چهار پسر امیر تیمورتاش فرزند امیر چوپان که دیگر برادرانش عبارت بودند از: شیخ حسن معروف بشیخ حسن کوچک و ملک اشرف و ملک مص
اشترلغتنامه دهخدااشتر. [ اَ ت َ ] (اِخ ) یکی از کوههائی است که بر رودخانه ٔ لار احاطه یافته است . رجوع به سفرنامه ٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص 40 شود.