اشبهلغتنامه دهخدااشبه . [ اَ ب َه ْ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از شباهت . شبیه تر. ماننده تر. ماناتر. اشکل .- امثال : اشبه من التمرة بالتمرة . اشبه من الماء بالماء .|| (در تداول فق
اشبهلغتنامه دهخدااشبه . [ اَ ش ِ ب َ ] (ع ص ) تأنیث اَشِب . درهم پیچیده (درختان ). || بهم درآمیخته (مردم ). || بسیار (اعداد). || بسیار درختان با هم و پیچیده (بلدة، قریة، روضة).
عشبهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = عشب۲. گیاهی با ساقۀ ضخیم زیرزمینی، میوهای سرخرنگ که مصرف دارویی دارد؛ حشیشةالمغربیه؛ سپارنه؛ سالساپرنیه.
علی الاشبهلغتنامه دهخداعلی الاشبه . [ ع َ لَل ْ اَ ب َ ] (ع ق مرکب ) بنابر آنچه مانندتر است . شبیه تر. ماننده تر. ماناتر. و رجوع به اشبه شود.