اشباحلغتنامه دهخدااشباح . [ اَ ] (ع اِ)ج ِ شبح . کالبدها. (از منتهی الارب ) (دَهار). شخص ها یعنی بدنها و جسمها. (غیاث ). || سایه ها. || سیاهی ها که از دور دیده میشود. || سیاهی و
اشباحفرهنگ انتشارات معین( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ شبح .1 - کالبدها، تن ها. 2 - سایه ها. 3 - سیاهی ها که از دور دیده شود.
اشباهلغتنامه دهخدااشباه . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ شَبَه . (منتهی الارب ). مانندها. || ج ِ شِبْه . (منتهی الارب ). امثال . (غیاث ). مانندان . نظایر. (غیاث ):نیست ای شاه ترا هیچ شبیه
اشباهلغتنامه دهخدااشباه . [ اِ ] (ع مص ) مانند شدن به ... (ازمنتهی الارب ). با چیزی مانند شدن . ماننده شدن . (زوزنی ). با چیزی مانیدن . (تاج المصادر بیهقی ): اشبهه ؛ مانند او شد.
اشباح الروحانیةلغتنامه دهخدااشباح الروحانیة. [ اَ حُرْ رو نی ی َ ](ع اِ مرکب ) (الَ ...) سهروردی در رسالة فی اعتقاد الحکماء در بحث ارباب ریاضت گوید: فیحصل لهم انوار روحانیة حتی یصیر ذلک مل
اشباح المجردةلغتنامه دهخدااشباح المجردة. [ اَ حُل ْ م ُ ج َرْ رَدَ ] (ع اِ مرکب ) (الَ ...) سهروردی در حکمت اشراق در بحث از عوالم انوار گوید: و هذا العالم المذکور نسمیه «عالم الاشباح الم
اشباح المعلقةلغتنامه دهخدااشباح المعلقة. [ اَ حُل ْ م ُ ع َل ْ ل َ ق َ ] (ع اِ مرکب ) (الَ ...). سهروردی در حکمةالاشراق این اصطلاح را بکار برده است . رجوع به اشباح المجردة شود.
اشباح الروحانیةلغتنامه دهخدااشباح الروحانیة. [ اَ حُرْ رو نی ی َ ](ع اِ مرکب ) (الَ ...) سهروردی در رسالة فی اعتقاد الحکماء در بحث ارباب ریاضت گوید: فیحصل لهم انوار روحانیة حتی یصیر ذلک مل
اشباح المجردةلغتنامه دهخدااشباح المجردة. [ اَ حُل ْ م ُ ج َرْ رَدَ ] (ع اِ مرکب ) (الَ ...) سهروردی در حکمت اشراق در بحث از عوالم انوار گوید: و هذا العالم المذکور نسمیه «عالم الاشباح الم
اشباح المعلقةلغتنامه دهخدااشباح المعلقة. [ اَ حُل ْ م ُ ع َل ْ ل َ ق َ ] (ع اِ مرکب ) (الَ ...). سهروردی در حکمةالاشراق این اصطلاح را بکار برده است . رجوع به اشباح المجردة شود.
الیزهفرهنگ نامها(تلفظ: elize) (فرانسوی) (در اساطیر) الیزه یا شانزلیزه مقر زیرزمینی اشباح متقی و بهشت یونانیان و رومیان است ؛ نام روستایی در رودبار .