اشعریلغتنامه دهخدااشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوالقاسم سعدبن عبداﷲبن ابی خلف اشعری قمی . از اعیان و وجوه شیعه و معروف به شیخ الطایفه با امام عسکری (ع ) معاصر بود و به حضور آن حضرت
اشعریلغتنامه دهخدااشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر احمدبن عیسی بن عبداﷲبن سعدبن مالک بن احوص بن مالک اشعری . از فرزندان جماهربن اشعر بود که در قم میزیست و از بزرگان علمای رجال و
اشعریلغتنامه دهخدااشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن احمدبن یحیی بن عمران . از علمای شیعه بود. او راست : کتاب الجامع. کتاب النوادر. کتاب ما نزل من القرآن فی الحسین بن علی (
اشرانلغتنامه دهخدااشران . [ اَ ](ع ص ) اَشِر. اَشُر. متکبر. مغرور. شادی کننده . ج ، اَشاری ̍، اُشاری ̍. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
اشرارةلغتنامه دهخدااشرارة. [ اِ رَ ] (ع اِ) گوشت پاره ٔ خشک . || زنبیل برگ خرما که بر روی آن پینو را خشک کنند و هرچه بر وی گوشت و پینو و مانند آنرا خشک کنند. (منتهی الارب ). آنچه