۱. نشان دادن چیزی یا کسی با حرکت چشم یا انگشت.
۲. با تکان دادن چشم و ابرو یا دست مطلبی را به کسی فهماندن یا به کاری فرمان دادن.
۳. (اسم) سخن مختصر و با ایجاز.
نمارش، نمار
۱. استعاره، اشارت، ایما، تلویح، رمز
۲. کنایه، گوشه
۳. علامت
۴. رای، نظر
۵. امر، حکم، دستور، فرمان
beck, denotation, gesture, hint, indication, inkling, innuendo, insinuation, intimation, lead, mention, motion, reference, sign, signal, tip, touch