اسیدـ بازِ مزدوجconjugate acid-base pairواژههای مصوب فرهنگستاندو گونۀ شیمیایی که ازطریق به دست آوردن یا از دست دادن یک پروتون با یکدیگر ارتباط داشته باشند
اسیدلغتنامه دهخدااسید. [ اَ ] (فرانسوی ، اِ) (از لاتینی ِاَسیدوس ، ترش ) (اصطلاح شیمی ) حاصل ترکیب جسم مفردی را با ئیدرژن اسید نامند. و این مرکب دارای طعمی گزنده و اغلب ترش است
اسیدلغتنامه دهخدااسید. [ اَ ] (اِخ ) الجعفی . صحابی است . (تاج العروس ). || تابعی است و روایت مراسیل میکرد. (تاج العروس به نقل از کتاب الثقات ابن حبان ). مؤلف تاج العروس گوید:
خنثایشneutralization 1واژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن اسید با باز ترکیب میشود و نمک تولید میکند
همارز خنثایشneutralization equivalentواژههای مصوب فرهنگستانمعادل وزن همارز که برای اسید یا باز به کار میرود
پیللغتنامه دهخداپیل . (فرانسوی ، اِ) ظرفی دارای نمک یا اسید یا باز با دو میله ٔ غیرهمجنس (مثبت و منفی ) تولید الکتریسیته را. در اصطلاح فیزیک ، اسبابی که نیروی حاصل از فعل و انف
فارادهلغتنامه دهخدافاراده . [ دِ ] (اِخ ) مایکل . شیمیدان و فیزیکدان انگلیسی . در بیست ودوم سپتامبر 1791م . در نوینگتن بدنیا آمد. پدر و مادرش اهل یورکشایر بودند و چون پدر وی در لن