اسکهلغتنامه دهخدااسکه . [ اَ ک َ ] (ع اِ) واحد اسکتان است . ج ، اَسْک ، اِسْک ، اِسَک . (منتهی الارب ). رجوع باسکتان شود.
اسکتلغتنامه دهخدااسکت . [ اِ ک َ / اَ ک َ ] (ع اِ) اسکة. یکی از اسکتان . (منتهی الارب ). رجوع به اسکتان شود.
دنبلانلغتنامه دهخدادنبلان . [ دُم ْ ب َ ] (اِ) قسمی از سماروغ مأکول که بدون ساقه و بدون ریشه در زیر زمین پدید می آید. (ناظم الاطباء). از ترکی طُمَلان . قسمی قارچ که در زیر زمین ت
سامان خداتلغتنامه دهخداسامان خدات . (اِخ ) سامان خداةبن خامتابن نوش بن طمغاسب بن شاول بن بهرام چوبین بن بهرام حسیس بن کوز»بن اثفیان بن کرداربن دیر کاربن جم بن چربن بستاربن حدادبن رنجه
امپریالفرهنگ انتشارات معین(اَ پِ) [ فر. ] 1 - (ص .) امپراتوری ، شاهنشاهی . 2 - (اِ.) سکه ای طلا که در دورة تزاری در روسیه رواج داشته است . 3 - نوعی بازی ورق .