79 مدخل
ساکن شو-سکونت گير
اسکن . [ ] (اِ) بهندی اسم بهمن ابیض است .
اسکن . [ اِ ک ِ ] (اِ) در تداول مَشتی ها، اسکناس .
اسکن .[ اَ ک َ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از سکون . آرمیده تر.
(اِ کَ) [ انگ . ] (اِ.) تصویری که به کمک اسکنر به دست می آید.
اسکن کردن
اسکن کردن، احساس نفرت کردن
اسکن کردن، تهمت زدن