اسکالالغتنامه دهخدااسکالا. [ اِ ] (اِخ ) یا اسکالی ژری . خاندان ایتالیایی ،که چند تن از اعضای آن ، وابسته به حزب ژیبِلَن ، سنیوریا پدستای وِرُن شدند. مشهورترین آنان کان ، ژنرال ات
اسکالانوالغتنامه دهخدااسکالانوا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) (در ترکی : کوشادسی ) شهر و بندری در ترکیه ،واقع در خلیجی از بحر اِژِه ، دارای 6000 تن سکنه .
اسکلاستیکلغتنامه دهخدااسکلاستیک . [ اِ ک ُ ] (فرانسوی ، ص ) از لاتینی اسکلاستیکوس ). مَدْرَسی . || متعلق بمدارس قرون وسطی : فلسفه ٔ اسکلاستیک . چون در قرون وسطی بحث علمی وحکمی تقریبا
اسکلاستیکلغتنامه دهخدااسکلاستیک . [ اِ ک ُ ] (اِخ ) (سنت ) خواهرِ سن بنوآ مولد نورسی (460م .)، وفات در 543. ذکران وی در دهم فوریه است .