اسپینزالغتنامه دهخدااسپینزا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) اسپینوزا. باروخ . فیلسوف هلاندی ، مولد آمستردام 1632 م . وی از خانواده ای یهودی و متمول بود و علوم عالیه و زبانهای قدیم و مخصوصاً عبر
باروخ اسپینزالغتنامه دهخداباروخ اسپینزا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) (1632 - 1677م .) فیلسوف بنام هلندی است . رجوع به اسپینزا در همین لغت نامه شود.
اسپیناسلغتنامه دهخدااسپیناس . [ اِ ] (اِخ ) شارل . سرتیپ فرانسوی . مولد سِساک . وی لوئی ناپلئون را در کودتای دوم دسامبر یاری کرد و بسال 1858 وزیر داخله گردید و در ماژِنتا کشته شد.
اسپیناللغتنامه دهخدااسپینال . [ اِ ] (اِخ ) قصبه ای در آمریکای جنوبی در جمهوری تولیما از ممالک مجتمع کلمبیا در 120 هزارگزی شمال شرقی نیوه و در 5 هزارگزی یسار نهر ماگدانه .
اسپینلالغتنامه دهخدااسپینلا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) امبرواز دُ... سرتیپ ایطالیائی ، مولد ژِن (جنوه ). وی در خدمت دولت اسپانیا در هلند و لمباردی کسب شهرت کرد. (1569 - 1630 م .).
باروخ اسپینزالغتنامه دهخداباروخ اسپینزا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) (1632 - 1677م .) فیلسوف بنام هلندی است . رجوع به اسپینزا در همین لغت نامه شود.