اسپاتامیترسلغتنامه دهخدااسپاتامیترس . [ اِ رِ ] (اِخ ) نام خواجه ٔ خشیارشا بقول کتزیاس وی بهمدستی اردوان رئیس قراولان مخصوص شب ، وارد خوابگاه خشیارشاه شده و او را در خواب بکشت . این نا
اسپکتاترلغتنامه دهخدااسپکتاتر. [ اِ پ ِ تا ت ُ ] (اِخ ) نشریه ای که توسط ادیسن از 1711 تا 1714 م . منتشر میشد و حاکی از اخلاق و آداب نماینده ٔ اعمال مضحک جامعه ٔ انگلیسی بود.
اسپنتا مینولغتنامه دهخدااسپنتا مینو. [ اِ پ ِ ] (اِخ ) از اوستایی سپنتامئینیو ، بمعنی خِرَد مقدس است که در آغاز پیدایش مزدیسنا، در رأس شش امشاسپند قرار داشته . (خرده اوستا تألیف پورد
اسپنتاآرمیتیلغتنامه دهخدااسپنتاآرمیتی . [ اِ پ ِ ](اِخ ) (در اوستا سپنته اَرْمَئیتی که در فارسی سپندارمذ شده است ) پنجمین از امشاسپندان هفتگانه ٔ آئین زرتشتی . رجوع به اسپندارمذو ایران
اسپوارلغتنامه دهخدااسپوار. [ اَ پ َ ] (پهلوی ،ص ) اَسپار. اَسپارَک . اسوار. سوار. رجوع به سوار و فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 223 شود.