اسپنتلغتنامه دهخدااسپنت . [ اِ پ َ ] (اِ) سپنت . گیاهی معروف که اسپان را فربه کند و یونجه و یورنچقه نیز گویند. (رشیدی ). و ظاهراً این صورت ، مصحف اسپست است . رجوع به اسپست شود.
اسپنتلغتنامه دهخدااسپنت . [ اِپ َ ن َ ] (اِخ ) یکی از نواحی آمل مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 113 بخش انگلیسی ).
اسپنتا مینولغتنامه دهخدااسپنتا مینو. [ اِ پ ِ ] (اِخ ) از اوستایی سپنتامئینیو ، بمعنی خِرَد مقدس است که در آغاز پیدایش مزدیسنا، در رأس شش امشاسپند قرار داشته . (خرده اوستا تألیف پورد
اسپنتاآرمیتیلغتنامه دهخدااسپنتاآرمیتی . [ اِ پ ِ ](اِخ ) (در اوستا سپنته اَرْمَئیتی که در فارسی سپندارمذ شده است ) پنجمین از امشاسپندان هفتگانه ٔ آئین زرتشتی . رجوع به اسپندارمذو ایران
اسپنتمانلغتنامه دهخدااسپنتمان . [ اِ پ ِ ] (اِخ ) مبدل اسپیتمان است که در اوستا سپیتمه آمده . نام خانوادگی زرتشت . رجوع به اسپیتمان شود.
اسپنتی نیلغتنامه دهخدااسپنتی نی . [ اِ پ ُ ] (اِخ ) گاسپارو لوئیجی پاسیفیکو. یکی از مشهورترین آهنگ سازان ایتالیا. مولد وی بسال 1774 م . در قصبه ٔ مایولاتی قرب یسی . وی مدتی در ناپل ،
اسپنتمدفرهنگ انتشارات معین(اِ پِ مَ) [ = اسپنتمذ، خرد مقدس ] 1 - (اِخ .) بخش سوم از پنج بخش گات ها. 2 - روز سوم از اندرگاه .
اسپنتا مینولغتنامه دهخدااسپنتا مینو. [ اِ پ ِ ] (اِخ ) از اوستایی سپنتامئینیو ، بمعنی خِرَد مقدس است که در آغاز پیدایش مزدیسنا، در رأس شش امشاسپند قرار داشته . (خرده اوستا تألیف پورد
اسپنتاآرمیتیلغتنامه دهخدااسپنتاآرمیتی . [ اِ پ ِ ](اِخ ) (در اوستا سپنته اَرْمَئیتی که در فارسی سپندارمذ شده است ) پنجمین از امشاسپندان هفتگانه ٔ آئین زرتشتی . رجوع به اسپندارمذو ایران