اِسپاردَنگویش بختیاری1. سپردن، تسلیم کردن؛ 2. سفارشکردن، دستور دادن.:espârdom jal biyâ>سفارش کردم زود بیاید>.
اسباشلغتنامه دهخدااسباش . [ ] (اِخ ) ازامرای معتصم خلیفه ٔ عباسی که با گروهی از امراء از او رنجیده دل بر خلافت عباس بن مأمون بستند و معتصم ایشان را مؤاخذ و مقید ساخت و پس از ثب
stateواژهنامه آزاداستش (اَستِش). زبانزدِ دانشی. برای نمونه state space یا "فضای حالت" به پارسی می شود اِسپاشِ اَستِش.