اسپارواژهنامه آزاداسپار:(Spar) _ معنی:نفرین کردن ، دعای شر إسپار:الف با کسره ،سین ساکن ، (Spar) معنی:نوعی از لبنیات =ماست چکیده مخلوط با داروهای گیاهی و محلی مانند زیره ؛بادیون؛
اِسپاردَنگویش بختیاری1. سپردن، تسلیم کردن؛ 2. سفارشکردن، دستور دادن.:espârdom jal biyâ>سفارش کردم زود بیاید>.
اسپارتاکوسلغتنامه دهخدااسپارتاکوس . [ اِ ] (اِخ ) مردی رشید و دلاور نومیدیائی . وی در زمان حکومت رومیان قدیم خروج کرد و اصلاً از نومیدیا یعنی مغربی بوده ولی در تراکیا تولد یافته بعد ا
اسپارترالغتنامه دهخدااسپارترا. [ اِ رِت ْ ] (اِخ ) زن آمُرگِس سردار سکاها، بقول هرودت . در جنگی که سکاها با کوروش بزرگ کردند و شکست یافتند و آمرگس اسیر شد، زن او اسپارترا حاضر نشد ص