عثمیلغتنامه دهخداعثمی . [ ع َ می ی ] (اِخ ) ابوالحسن مفضل بن عمیربن عثم بن منتجعبن عمیربن منتجعبن صخربن هندبن ریاح بن عبیدبن عوف بن حرام العثمی . مروزی است . از شاذان بن فیاض و
عثمیلغتنامه دهخداعثمی . [ ع ُ می ی ] (اِخ ) عبدالعزیزبن بدربن زیدبن معاویةبن حسام بن اسعدبن ودیعةبن مبذول بن عدی بن عثم بن الربیعة العثمی منسوب به عثم بن ربیعةبن رشدبن قیس بن جه
اسمئلاللغتنامه دهخدااسمئلال . [ اِ م ِءْ ] (ع مص )لاغر و باریک شکم گردیدن . باریک میان شدن . || اِسمِئلال ثوب ؛ کهنه شدن جامه . (یادداشت مؤلف ).
اسم المصدردیکشنری عربی به فارسیاسمي که از اضافه کردن (يت) به آخر فعل به دست ميآيد , اسم مصدر , اسم فعل