اسمنارلغتنامه دهخدااسمنار. [ اِ م ِ ] (اِخ ) (ژزف آلفونس ). شاعر فرانسوی . مولد وی 1769 م . در پِلیسان (بوش دوَرن ) و او در دوره ٔ انقلاب فرانسه مدتی در اروپا بسیاحت پرداخت و در ع
آسمندلغتنامه دهخداآسمند. [ م َ ] (اِ) دروغی که بقصد فریب گویند. || (ص ) حیران . سرگشته . و بدین معنی شاید مصحف آسیمه باشد.
اسمنارلغتنامه دهخدااسمنار. [ اِ م ِ ] (اِخ ) (ژزف آلفونس ). شاعر فرانسوی . مولد وی 1769 م . در پِلیسان (بوش دوَرن ) و او در دوره ٔ انقلاب فرانسه مدتی در اروپا بسیاحت پرداخت و در ع
آسمندلغتنامه دهخداآسمند. [ م َ ] (اِ) دروغی که بقصد فریب گویند. || (ص ) حیران . سرگشته . و بدین معنی شاید مصحف آسیمه باشد.