اسماعلغتنامه دهخدااسماع . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَمْع. (ترجمان قرآن علامه ٔ جرجانی ) (دهار). گوشها. (غیاث ) : ذکر این کتاب بر اسماع آن خلفاء می گذشت . (کلیله و دمنه ). برزویه را پیش
اسماعلغتنامه دهخدااسماع . [ اِ ] (ع مص ) شنوانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (غیاث ). شنوانیدن سخن . (منتهی الارب ). || دشنام دادن . (منتهی الارب ) (تاج المصا
اسماعفرهنگ انتشارات معین( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ سمع ؛ گوش ها. اسماع (اِ) (مص م .) 1 - شنوانیدن . 2 - سرود گفتن .
اسماءلغتنامه دهخدااسماء. [ اَ ] (اِخ ) ابن عبید.ابن الجوزی در سیرة عمربن عبدالعزیز بوسایطی از او درباب خلیفه ٔ مزبور دو روایت آورده است . (سیرة عمربن عبدالعزیز مصحح محب الدین الخ
اسماءلغتنامه دهخدااسماء. [ اَ ] (اِخ ) ابن عمید. جعفربن سلمان و سعیدبن عامر از وی راجع به عمربن عبدالعزیز مطالبی نقل کرده اند. (سیرة عمربن عبدالعزیز چ مصر 1331هَ . ق . ص 73 و 117
اسماءلغتنامه دهخدااسماء. [ اَ ] (اِخ ) بنت اشعث بن قیس . او زوجه ٔ حسن بن علی علیهماالسلام بود و معاویه او را زهری فرستاد و گفت ده هزار درم دهم و هم ترا یزید پسرم بزنی کند، اگر ب
اسماءلغتنامه دهخدااسماء. [ اَ ] (اِخ ) ابن حارثه ٔ اسلمی . شیخ طوسی دررجال خود او را در عداد صحابه ٔ رسول (ص ) شمرده گوید: وی ساکن مدینه بود. و بعضی گویند که اسماء و هند دو پسر ح
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن احمد سامانی ، مکنی به ابوابراهیم (279-295 هَ . ق .). مؤلف تاریخ بخارا آرد: ذکر بدایت ولایت امیر ماضی ابوابراهیم اسماعیل بن احمد الس
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن احمدبن اثیر حلبی . رجوع باسماعیل بن احمدبن سعید... شود.
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن محمد صفار. مؤلف الموشح ازو نقل کرده است . (الموشح ص 121).
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن موسی فزاری نسیب السﱡدّی . محدث است . رجوع به امتاع الاسماع ج 1 ص 315 شود.
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن احمد سامانی ، مکنی به ابوابراهیم (279-295 هَ . ق .). مؤلف تاریخ بخارا آرد: ذکر بدایت ولایت امیر ماضی ابوابراهیم اسماعیل بن احمد الس
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن احمدبن اثیر حلبی . رجوع باسماعیل بن احمدبن سعید... شود.
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن محمد صفار. مؤلف الموشح ازو نقل کرده است . (الموشح ص 121).