اسلیونلغتنامه دهخدااسلیون . [ اِ وِ ] (اِخ ) اسلیونو . شهری در بلغارستان شرقی ، دارای 30000 تن سکنه . صنایع نساجی دارد. رجوع باسلیمیه شود.
اکلیونلغتنامه دهخدااکلیون . [ اَ ک َل ْ ] (اِخ ) کتاب ترسایان و انجیل .(از برهان ) (ناظم الاطباء). و رجوع به اگلیون شود.
اکلیونلغتنامه دهخدااکلیون . [ اَ ک َل ْ ] (اِ) صفحه ٔ نقاشی مانی . || بوقلمون . (از برهان ) (ناظم الاطباء). || قسمی از پارچه ٔ ابریشمی مخمل مانندی گلدار و منقش . (ناظم الاطباء). ق
اسالیونلغتنامه دهخدااسالیون .[ اَ ] (از یونانی ، اِ) تخم کرفس کوهی . (برهان ) (مؤید الفضلاء). || سعتر. (مؤید الفضلاء). رجوع به کرفس و کرسب شود.
اسلیمیهلغتنامه دهخدااسلیمیه . [ اِ می ی َ ] (اِخ ) اسلیونو . شهریست در روم ایلی شرقی ، در دامنه ٔ جنوبی کوه «قوجه بلکان » بر نهری از توابع شط دانوب در 132هزارگزی شمال ادرنه . کارخا
اکلیونلغتنامه دهخدااکلیون . [ اَ ک َل ْ ] (اِخ ) کتاب ترسایان و انجیل .(از برهان ) (ناظم الاطباء). و رجوع به اگلیون شود.
اکلیونلغتنامه دهخدااکلیون . [ اَ ک َل ْ ] (اِ) صفحه ٔ نقاشی مانی . || بوقلمون . (از برهان ) (ناظم الاطباء). || قسمی از پارچه ٔ ابریشمی مخمل مانندی گلدار و منقش . (ناظم الاطباء). ق