اسلامیلغتنامه دهخدااسلامی . [ اِ ] (ص نسبی ) منسوب باسلام : قرون اسلامی . || مسلمان . رجوع باسلامیان شود.
اسلامیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مربوط به اسلام: معماری اسلامی.۲. مسلمان.۳. [عامیانه] متدین؛ کوشا در رعایت اصول شرع.
اسلامیه و کریم آبادلغتنامه دهخدااسلامیه و کریم آباد. [ اِ می ی َ وَ ک َ] (اِخ ) دهی از دهستان پایین ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه ، 8000 گزی خاور نیشابور، سر راه شوسه ٔ عمومی تربت حیدری
اسلامیهلغتنامه دهخدااسلامیه . [ اِ می ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومه ٔ شهرستان مشهد، 30000 گزی شمال باختری مشهد، 2000 گزی خاور شهر طوس . جلگه ، سردسیر.محصول آن غلات
اسلامیهلغتنامه دهخدااسلامیه . [ اِ می ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، 6000گزی جنوب خاور نیشابور، جلگه ، معتدل ، سکنه 35 تن . شیعه . زبان فارسی . آب آ
اسلامیانلغتنامه دهخدااسلامیان . [ اِ ] (اِ مرکب ) ج ِ اسلامی (بسیاق فارسی ). مسلمانان : مرا اسلامیان چون داد ندْهندشوم برگردم از اسلام ؟ حاشا. خاقانی .تحفه ٔ اسلامیان دعاست که یارب
اسلامیانلغتنامه دهخدااسلامیان . [ اِ ] (اِ مرکب ) ج ِ اسلامی (بسیاق فارسی ). مسلمانان : مرا اسلامیان چون داد ندْهندشوم برگردم از اسلام ؟ حاشا. خاقانی .تحفه ٔ اسلامیان دعاست که یارب
اسلامیه و کریم آبادلغتنامه دهخدااسلامیه و کریم آباد. [ اِ می ی َ وَ ک َ] (اِخ ) دهی از دهستان پایین ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه ، 8000 گزی خاور نیشابور، سر راه شوسه ٔ عمومی تربت حیدری
اسلامیهلغتنامه دهخدااسلامیه . [ اِ می ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومه ٔ شهرستان مشهد، 30000 گزی شمال باختری مشهد، 2000 گزی خاور شهر طوس . جلگه ، سردسیر.محصول آن غلات
اسلامیهلغتنامه دهخدااسلامیه . [ اِ می ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، 6000گزی جنوب خاور نیشابور، جلگه ، معتدل ، سکنه 35 تن . شیعه . زبان فارسی . آب آ