اسقاطلغتنامه دهخدااسقاط. [ اِ ] (ع مص ) افکندن . (ترجمان القرآن سید جرجانی ). بیفکندن . (تاج المصادر بیهقی )(مؤید الفضلاء) (زوزنی ). انداختن . (غیاث ). مساقطة. (زوزنی ). انزلاق
اسقاط اضافاتلغتنامه دهخدااسقاط اضافات . [ اِ طِ اِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اِسقاطِ اعتبارات . عبارتست از اعتبار یگانگی ذات در همگی ذرّات عالم امکان و چنین معنیی را توحید حقیقی گویند،
اسقاط اضافاتلغتنامه دهخدااسقاط اضافات . [ اِ طِ اِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اِسقاطِ اعتبارات . عبارتست از اعتبار یگانگی ذات در همگی ذرّات عالم امکان و چنین معنیی را توحید حقیقی گویند،