اسفنکسلغتنامه دهخدااسفنکس . [ اِ ف َ ] (اِخ ) (از لاتینی اسفینکس و یونانی اسفیگس ) هیکل عظیم اساطیری که هنرمندان مصری و بتقلید آنان هنرمندان یونانی بکرات مجسم ساخته اند. ابوالهول
اسفنکسواژهنامه آزادترکیب انسان با حیوانات در مجسمه سازی باستان؛ نمونه هایی از آن در معماری هخامنشیان دیده می شود.
اسفاکسلغتنامه دهخدااسفاکس . [ اِ ] (اِخ ) بندری در تونس ، در کنار خلیج قابس ، دارای 40000 سکنه . فرانسویان بسال 1881م . آنجا را بمباران کردند. و رجوع به اسفاقس شود.
اسفندسکلغتنامه دهخدااسفندسک . [ اِ ف َ دِ س َ ] (اِ) نامی است که در همدان و مردآباد به «زیگوفیلوم فاباگو» دهند. پیرسنداری .
اسفنکلالغتنامه دهخدااسفنکلا. [ اِ ف َ ک ُ ] (اِخ ) موضعی در دشت کلارستاق مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 108 بخش انگلیسی ).
ادیپلغتنامه دهخداادیپ . [ اُ ] (اِخ ) ادیپوس . پسر لائیوس پادشاه شهر تِبِس . چون غیب گویان خبر داده بودند که ادیپوس عاقبت شوی مادر خواهد شد و پدر را خواهد کشت او را از تِبِس طرد