اسفرورینلغتنامه دهخدااسفرورین . [ ] (اِخ ) قصبه ای جزء دهستان رامند بخش بوئین شهرستان قزوین ، 26000 گزی شمال باختر بوئین ، 18000 گزی راه شوسه . در جلگه معتدل . 3452تن سکنه . آب آن ا
تپه اسفرورینواژهنامه آزادتپه ای در داخل شهر اسفرورین، به مساحت بیش از 5 هکتار؛ قدمت آن بیش از 2000 سال است.
اسپورینهلغتنامه دهخدااسپورینه . [ اِ ن َ ] (اِخ ) وستریسیوس . یکی از شعراو سرداران روم قدیم . مولد سال 22 م . وی تا زمان دمیسین بزیست و از هواداران اتن بود و بعلیه ویتپوس بکوشید و د
اسفرائینلغتنامه دهخدااسفرائین . [ اِ ف َ ] (اِخ ) اِسفرایین . اِسفراین . اسپرائین . شهری است مشهور در خراسان . (برهان ). شهری است مشهور از نواحی نیشابور بر منتصف طریق جرجان . و بعضی
اسفرائینیلغتنامه دهخدااسفرائینی . [ اِ ف َ ] (اِخ ) ابن عربشاه . رجوع به عصام اسفرایینی و معجم المطبوعات شود.
اسفرائینیلغتنامه دهخدااسفرائینی . [ اِ ف َ ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم بن محمدبن ابراهیم بن مهروان معروف باستاذ، ملقب برکن الدین . شافعی متکلم اصولی شیخ اهل خراسان . گویند وی برتبه ٔ ا
تپه اسفرورینواژهنامه آزادتپه ای در داخل شهر اسفرورین، به مساحت بیش از 5 هکتار؛ قدمت آن بیش از 2000 سال است.
بارگادونواژهنامه آزادشهریورماه درشهر اسفرورین انگور هارا می چینند در آفتاب می ریزند تا به کشمش تبدیل شود این کار را بارگادون گویند