اسرافکارانهواژهنامه آزادکاری که با اسراف کردن همراه باشد. این واژه که در چند کتاب دیده شده است صورت نوشتاری اشتباه واژه اسراف کارانه است.
اسرافلغتنامه دهخدااسراف . [ اِ ] (ع مص ) گزاف کاری کردن . (تاج المصادر بیهقی ). گزافه کاری . ایعاث . اقعاث . گزاف کردن . (زوزنی ). درگذشتن از حدّ میانه . از حدّ تجاوز کردن . افرا
اسراففرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .)از حد گذشتن . 2 - (اِمص .) زیاده روی . 3 - ولخرجی .
مُسْرِفٌفرهنگ واژگان قرآناسراف کار (اسراف :خارج شدن از حد اعتدال و تجاوز از حد در هر عملي که انسان انجام ميدهد)
مُّسْرِفُونَفرهنگ واژگان قرآناسراف کاران (اسراف :خارج شدن از حد اعتدال و تجاوز از حد در هر عملي که انسان انجام ميدهد)
مُسْرِفِينَفرهنگ واژگان قرآناسراف کاران (اسراف :خارج شدن از حد اعتدال و تجاوز از حد در هر عملي که انسان انجام ميدهد)
اسرافکارانهواژهنامه آزادکاری که با اسراف کردن همراه باشد. این واژه که در چند کتاب دیده شده است صورت نوشتاری اشتباه واژه اسراف کارانه است.
پاْرِیْزگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی ولخرج ، ولخرجی ، اسراف کار ، در قید پول نبودن(صفت)، مهیا بودن همه چیز در زندگی