25 فرهنگ

580 مدخل


اسراف

'esrāf

۱. زیاده‌روی کردن در مصرف چیزی.
۲. از حد درگذشتن در انجام کاری؛ زیاده‌روی.

ریخت و پاش، بد دستی، هدر دادن

اتلاف، تبذیر، تفریط، گشادهبازی، ولخرجی ≠ اقتصاد

extravagance, prodigality, profligacy, wastage, wastefulness