اسرائینلغتنامه دهخدااسرائین .[ اِ ] (اِخ ) اسرائیل : امّا اسرائیل ففیه لغات ٌ، قالوا «اسرال » کما قالوا «میکال » و قالوا «اسرائیل » و قالوا ایضاً «اسرائین » بالنون ، ... انشده الحر
اسرائیللغتنامه دهخدااسرائیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن زکریابن یوحنابن طیفوری بن یوحنامشهور به ابن طیفوری . از مشاهیر و معتبرین اطباء بغداد است . و او در سمط سریانیان منظوم ، و در عداد مع
اسرائیللغتنامه دهخدااسرائیل . [ اِ ] (اِخ ) اسرال . نام فرشته ای است و لغتی است در اسرائین . و کلمه اعجمی است مانندجبرین و اسماعین و اسرائین . || اسرائیل در عبری بمعنی کسی است که ب
اسرائیلیلغتنامه دهخدااسرائیلی . [ اِ ] (اِخ ) اوحدالدین عمران بن صدقة. رجوع به عمران و رجوع به عیون الانباء ج 2 ص 213 و 214 شود.
اسرائیللغتنامه دهخدااسرائیل . [ اِ ] (اِخ ) اسرال . نام فرشته ای است و لغتی است در اسرائین . و کلمه اعجمی است مانندجبرین و اسماعین و اسرائین . || اسرائیل در عبری بمعنی کسی است که ب
اسراللغتنامه دهخدااسرال . [ اِ ] (اِخ ) اسرائیل . نام یعقوب . رجوع به اسرائیل شود: و اما اسرائیل ففیه لغات ، قالوا اسرال کما قالوا میکال و قالوا اسرائیل ، و قالوا ایضاً اسرائین ب
اسرائیللغتنامه دهخدااسرائیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن زکریابن یوحنابن طیفوری بن یوحنامشهور به ابن طیفوری . از مشاهیر و معتبرین اطباء بغداد است . و او در سمط سریانیان منظوم ، و در عداد مع