اسرائیلیاتلغتنامه دهخدااسرائیلیات . [ اِ لی یا ] (ع اِ)روایات و اخباری که از بنی اسرائیل در اخبار اسلامی درآورده اند. تاریخ اخبار و قصصی که از طریقه ٔ یهود داخل اسلام شده و غالباً خرا
اسرائیلیاتفرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] (ص نسب .) جِ اسرائیلیه ؛ روایت ها و اخباری که از بنی اسرائیل در اخبار اسلامی آورده اند.
اسرائیلیلغتنامه دهخدااسرائیلی . [ اِ ] (اِخ ) اوحدالدین عمران بن صدقة. رجوع به عمران و رجوع به عیون الانباء ج 2 ص 213 و 214 شود.
اسرائیلیةلغتنامه دهخدااسرائیلیة. [ اِ لی ی َ ] (ص نسبی ) منسوب به اسرائیل . رجوع به اسرائیل (بنی ) شود.
اسرائیلیلغتنامه دهخدااسرائیلی . [ اِ ] (اِخ ) او راست کتاب الحمیات و آن را موفق الدین بغدادی مختصر کرده است . (کشف الظنون ).
وهبلغتنامه دهخداوهب . [ وَ هََ / وَ ] (اِخ ) ابن منبه ، مکنی به ابوعبداﷲ. از ایرانیان متولد در یمن بود. وی نخستین کس است که در اسلام تاریخ و قصص نوشت . وفات او در 116 هَ .ق . ا
حبرلغتنامه دهخداحبر. [ ح َ ] (ع اِ) دانشمند یهود. (بیان الادیان ). عالم یهود. (مفاتیح العلوم ). دانشمند یهود و جزایشان . (السامی فی الاسامی ). عالم جهودان . (منتهی الارب ) (ترج
کعب الاحبارلغتنامه دهخداکعب الاحبار. [ ک َ بُل ْ اَ ] (اِخ ) کعب بن ماتع الحبر مکنی به ابواسحاق تابعی است و از یهودیان حمیر بود که بزمان عمر اسلام آورد. او را کعب الحبر [ ح َ / ح ِ ] ن
لرونلغتنامه دهخدالرون . [ ] (اِخ ) از بنی اسرائیلیان . مدت ولایت وی و عکرون هشت سال بوده است . رجوع به مجمل التواریخ والقصص ص 142 فصل «اندر سالهای بنی اسرائیلیان و ذکر ملوک و عل
رسهلغتنامه دهخدارسه . [ ] (اِخ ) یکی از منازل اسرائیلیان است و دور نیست که همان رأسه ٔ رومانی باشد که به مسافت دو میل دور از ایله در نزدیکی تلی که به رأس القاعَه َ معروف است