154 مدخل
استیراق . [ اِ ] (ع مص ) وراقت کردن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ).
phone-tapping, wiretap
tap, wiretap
eavesdrop
eavesdropper
queasy
استراق سمع
استراق سمع، استراق سمع کردن
استراق سمع کننده
استیباق . [ اِ ] (ع مص ) هلاک شدن . || هلاک شدن خواستن . (منتهی الارب ).