استواریدیکشنری فارسی به انگلیسیerectness, firmness, invincibility, solidity, stability, steadiness, stoutness, strength
استورلغتنامه دهخدااستور. [ اِ ] (اِخ ) نام خانواده ای بسیار معروف از اشراف سوئد. برجسته ترین افراد این خاندان عبارتند از:1 - استن گوستافسن معروف به استن استور اوّل (1440-1503 م .
لیاردلغتنامه دهخدالیارد. [ ل َ ] (اِخ ) از علمای انگلیسی علم آثار قدیمه . وی در تپه ٔ نمرود، محل کالاه یا کالح توریة پایتخت قدیم آسور، به حفریات پرداخت . مقر آسوربانی پال پادشاه
کابللغتنامه دهخداکابل . [ ب ُ ] (اِخ ) شهر مهم و پایتخت افغانستان در 43درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 69 درجه و 13 دقیقه ٔ طول شرقی ، در 1762 گزی فوق سطح دریا واقع در نجدی حاصلخیز
شلیلغتنامه دهخداشلی . [ ش ِ ] (اِخ ) پرسی بیش . شاعر غزلسرای انگلیسی (1792-1822م .). وی در خانواده ای نجیب و معروف به جهان آمد و کودکی بشاش و سبکروح بود. بخشی از تعلیمات او را
پیرنهلغتنامه دهخداپیرنه . [ رِ ن ِ ] (اِخ ) نام سلسله جبالی میان مملکت فرانسه و اسپانیا تقریباً بطول 430 هزار گز از پرپین یان تا باین . صاحب قاموس الاعلام ترکی آرد:پیرنه ، یکی از