استنباطلغتنامه دهخدااستنباط.[ اِ تِم ْ ] (ع مص ) به آب رسیدن چاه کن . آب برآوردن .(منتهی الارب ). بیرون آوردن آب . (تاج المصادر بیهقی ).الاستنباط، استخراج الماء من العین ، من قولهم
استنباطفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) بیرون آوردن چیزی . 2 - (اِمص .) ادراک و دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی .
استنباطفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدرک کردن مطلبی از مطلب دیگر؛ دریافتن امری به قوۀ فهم و اجتهاد خود.
استنباط آماریstatistical inferenceواژههای مصوب فرهنگستانفرایند نتیجهگیری دربارۀ ویژگیهای توزیع جامعه (population) براساس تحلیل دادههای مشاهدهشده متـ . استنباط inference