1682 مدخل
شنيدن , گوش دادن , پذيرفتن , استماع کردن , پيروي کردن از , استماع
گوش فرا ده
گوش فرا داد
گوش فرا دهيد
به آن گوش فرا دهند
استمعاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کوشیدن در کار. (منتهی الارب ).
استمع
استمع , اسمع
استمع , اسمع , اصغ
اتل , استمع