1867 مدخل
استخر آهن
اصطلخ . [ اِ طَ ] (اِ) در تداول عامه ، اصطرخ . رجوع به اصطرخ و اصطخر و استخر شود.
در گویش گنابادی یعنی استخر
استل پشت
۱از توابع دهستان شهرخواست ۲روستایی از دهستان بندرج و شهر ...
استخر
خارجش کرد(با جديت)
استخرها، تالاب، دریاچه، حوض درست کردن
استخر چوب
استخدام خرید، خرید یا فروش اقساطی
استخراج، اشتقاق، استنتاج، اقتباس، استنساخ، سر چشمه
استخرهای شنا، اسکله، بارانداز، جتی